چهارشنبه 6 آبان 1405

ضاحیه بیروت؛ مرز ایران نیست، اما بخشی از سرحد امنیتی ایران است

در نگاه نخست، تبادل آتش اخیر میان ایران و اسرائیل ممکن است صرفاً یک رویارویی نظامی محدود به نظر برسد؛ اما در لایه‌های عمیق‌تر، این رخداد بیش از آنکه بر سر چند موشک و چند هدف نظامی باشد، بر سر تعریف «محدوده امنیت» و «سرحدات راهبردی» بازیگران منطقه‌ای است.
در ادبیات ژئوپلیتیک، میان «مرز» و «سرحد» تفاوت مهمی وجود دارد. مرز، خط رسمی حاکمیت دولت‌هاست؛ اما سرحد، حوزه‌ای فراتر از جغرافیاست؛ فضایی که امنیت، نفوذ، منافع و پیوندهای راهبردی در آن شکل می‌گیرد. بسیاری از قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی امنیت خود را تنها در خطوط مرزی تعریف نمی‌کنند، بلکه آن را در محیط پیرامونی و حوزه‌های نفوذ خود جست‌وجو می‌کنند.
از همین منظر، جنوب لبنان و ضاحیه جنوبی بیروت برای ایران بخشی از خاک کشور محسوب نمی‌شوند، اما طی چند دهه گذشته به بخشی از سرحد امنیتی و راهبردی جمهوری اسلامی تبدیل شده‌اند. شبکه‌ای از روابط سیاسی، امنیتی، اجتماعی و ایدئولوژیک باعث شده تحولات این منطقه برای تهران صرفاً یک مسئله خارجی نباشد، بلکه بخشی از محاسبات امنیت ملی ایران تلقی شود.
حملات اخیر اسرائیل به ضاحیه را می‌توان تلاشی برای به چالش کشیدن این معادله دانست. هدف تنها وارد آوردن خسارت نظامی نیست؛ بلکه ارسال این پیام است که اسرائیل می‌تواند در یکی از مهم‌ترین حوزه‌های نفوذ منطقه‌ای ایران دست به اقدام بزند. در مقابل، پاسخ ایران نیز حامل پیامی روشن بود: تغییر یک‌جانبه قواعد بازی و جابه‌جایی خطوط امنیتی منطقه بدون هزینه نخواهد بود.
نکته مهم آن است که واکنش ایران بیش از آنکه نشانه حرکت به سوی یک جنگ فراگیر باشد، یک اقدام حساب‌شده و کنترل‌شده به نظر می‌رسد. محدود بودن دامنه عملیات، انتخاب اهداف عمدتاً نظامی و تلاش همه طرف‌ها برای جلوگیری از گسترش درگیری نشان می‌دهد که بازیگران اصلی منطقه همچنان مایل‌اند تنش را در سطحی قابل مدیریت نگه دارند.
در این میان، رفتار ایالات متحده نیز قابل توجه است. شواهد موجود نشان می‌دهد که واشنگتن در مقطع کنونی ترجیح می‌دهد از تبدیل تنش‌های موجود به یک بحران منطقه‌ای گسترده جلوگیری کند؛ زیرا گسترش درگیری می‌تواند پیامدهای امنیتی، اقتصادی و سیاسی غیرقابل پیش‌بینی برای همه بازیگران به همراه داشته باشد.
از سوی دیگر، نباید تحولات اخیر را صرفاً واکنشی احساسی یا محصول فشارهای سیاسی داخلی دانست. در تصمیم‌گیری‌های راهبردی، زمان و نحوه واکنش معمولاً بر پایه محاسبات پیچیده امنیتی و ژئوپلیتیکی تعیین می‌شود. به همین دلیل، یک اقدام نظامی محدود می‌تواند همزمان بخشی از مدیریت بحران و بخشی از مدیریت موازنه قدرت باشد.
تجربه سال‌های اخیر نشان داده است که امنیت در غرب آسیا دیگر صرفاً در چارچوب مرزهای رسمی تعریف نمی‌شود. همان‌گونه که حضور قدرت‌های رقیب در پیرامون ایران بر محاسبات امنیتی تهران اثر می‌گذارد، تحولات مناطقی که به سرحدات راهبردی ایران پیوند خورده‌اند نیز بخشی از معادله امنیت ملی کشور محسوب می‌شوند.
در نهایت، پیام اصلی رخدادهای اخیر را می‌توان در یک جمله خلاصه کرد: نبرد امروز بیش از آنکه بر سر جغرافیا باشد، بر سر تعریف حوزه‌های نفوذ، ترسیم خطوط امنیتی و شکل‌دهی به نظم آینده غرب آسیاست.
ضاحیه بیروت مرز ایران نیست؛ اما در منطق امنیتی جمهوری اسلامی، بخشی از سرحد راهبردی ایران به شمار می‌رود. از همین رو، هر تلاشی برای تغییر موازنه در این حوزه، صرفاً یک مسئله لبنانی تلقی نمی‌شود، بلکه به بخشی از معادله امنیت ملی و رقابت ژئوپلیتیکی منطقه تبدیل خواهد شد.

دکترنصیر جینور

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل

آخرین مطالب

سفر احمد الشرع به ریاض؛ بازآرایی موازنه‌های منطقه‌ای و معمای امنیتی اسرائیل

سفر احمد الشرع، رئیس‌جمهوری سوریه، به ریاض و دیدار...

روابط بین‌الملل؛ از روایت جهان تا فهم آن

سخن سردبیر روابط بین‌الملل؛ از روایت جهان تا فهم آن جهان...

قدرت روایت؛ چرا جنگ‌های امروز پیش از میدان نبرد، در افکار عمومی آغاز می‌شوند

چکیده در عصر کنونی، جنگ‌ها تنها به میدان نبرد فیزیکی...

فرهنگ و رسانه در مجله ایرانی روابط بین الملل

مجله ایرانی روابط بین‌الملل با تجربه سالها تلاش بی...

تعامل رسانه و دیپلماسی فرهنگی

چکیده مدیریتی جهانی‌شدن، گسترش فناوری‌های ارتباطی و افزایش جابه‌جایی اطلاعات،...

رویکردی نو به تلاقی اقتصاد و دیپلماسی؛ معرفی گروه اقتصاد بین‌الملل

جهان معاصر صحنه تحولات پرشتاب، درهم‌تنیدگی‌های پیچیده ساختاری و...

تحلیل اثر نااطمینانی نرخ ارز و محدودیت‌های مبادلات مالی بین‌المللی

این مقاله سازوکار اثرگذاری هم‌زمان نااطمینانی نرخ ارز و...

معرفی گروه «فرهنگ و رسانه» مجله ایرانی روابط بین‌الملل

با خرسندی، گروه تخصصی «فرهنگ و رسانه» در چارچوب...