چهارشنبه 6 آبان 1405

معماری صلح پایدار در خلیج فارس : سازوکارهای اعتمادساز، نهادسازی و همکاری منطقه‌ای

خلیج فارس یکی از بی‌ثبات‌ترین مناطق جهان است؛ منطقه‌ای که سرشار از رقابت‌های ژئوپولیتیکی، مداخلات قدرت‌های فرامنطقه‌ای، بحران‌های امنیتی و تهدیدهای نامتقارن است. این مقاله با بهره‌گیری از نظریه نهادگرایی نئولیبرال رابرت کیوهین و جوزف نای، امکان‌پذیری و ضرورت ایجاد یک معماری صلح پایدار را از طریق سازوکارهای اعتمادساز، نهادسازی و همکاری منطقه‌ای بررسی می‌کند. تمرکز مقاله بر بحران‌های اخیر همچون جنگ یمن، تشدید رقابت‌های دریایی، حملات به نفتکش‌ها، تنش‌های پیرامون برنامه هسته‌ای ایران و جنگ های ایران و اسرائیل و آمریکا و پیامد های آن بر امنیت خلیج فارس است. با تحلیل این رخدادها و مقایسه با تجربه‌های موفق همکاری منطقه‌ای، مقاله نشان می‌دهد که شکل‌گیری صلح پایدار تنها در چارچوب ترتیبات نهادی چندجانبه و کاهش هزینه‌های بی‌اعتمادی امکان‌پذیر است.

مقدمه

خلیج فارس طی دهه‌های اخیر در مرکز رقابت‌های ژئوپولیتیکی، بحران‌های امنیتی، و درگیری‌های نیابتی قرار داشته است. به دلیل تمرکز منابع انرژی، موقعیت راهبردی تنگه هرمز و حضور بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، هرگونه تنش در این منطقه پیامدهای جهانی دارد (Gause III, 2010: 4). تحولات چند سال اخیر،از حملات ۲۰۱۹ به تأسیسات نفتی عربستان ، تا حملات متعدد به کشتی‌ها در خلیج فارس و دریای عمان، جنگ یمن، و سپس اثرات گسترده جنگ کنونی میان ایران با اسرائیل و آمریکا ، بار دیگر شکنندگی امنیت منطقه و نبود یک معماری پایدار صلح را آشکار کرده است.

نظریه نهادگرایی نئولیبرال که توسط کیوهین و نای  مطرح شده، بر امکان همکاری میان دولت‌ها حتی در شرایط آنارشی سیستم بین‌الملل تأکید دارد؛ به‌ویژه از طریق ایجاد نهادها، رژیم‌ها و سازوکارهای شفاف‌ساز. این رویکرد برای تحلیل خلیج فارس اهمیت خاصی دارد، زیرا بخش عمده بی‌ثباتی منطقه ناشی از نبود سازوکارهای اعتمادسازی و هزینه‌های بالای آن است.این مقاله با تاکید بر این چارچوب نظری، ضرورت ایجاد یک معماری صلح پایدار در خلیج فارس را بررسی می‌کند و نشان می‌دهد که نهادسازی منطقه‌ای می‌تواند هزینه‌های تنش را کاهش و مسیر همکاری را هموار کند.

۱. چارچوب نظری: نهادگرایی نئولیبرال و مفهوم اعتمادسازی

نهادگرایی نئولیبرال فرض می‌کند که:

    • همکاری حتی در فضای آنارشیک ممکن است؛
    • اطلاعات نابرابر، سوءظن و نبود شفافیت، اصلی‌ترین موانع همکاری‌اند؛
    • نهادهای بین‌المللی می‌توانند هزینه بی‌اعتمادی را کاهش دهند؛
    • رژیم‌های همکاری، رفتار دولت‌ها را پیش‌بینی‌پذیرتر می‌کنند.

کیوهین معتقد است : نهادها عدم قطعیت را کاهش می‌دهند و این امر احتمال همکاری را افزایش می‌دهد (Keohae 1984: 85) . در خلیج فارس، سطح بی‌اعتمادی میان کشورها، نبود رژیم‌های مشترک دریایی، و ساختار امنیتی مبتنی بر مداخله قدرت‌های خارجی، شرایطی ایجاد کرده که این نظریه می‌تواند ابزار تحلیلی مناسبی برای فهم امکان صلح باشد.

۲. بحران‌های اخیر خلیج فارس و اهمیت آن‌ها برای معماری صلح

۲-۱. حملات به نفتکش‌ها و بحران امنیت دریایی (۲۰۱۹–۲۰۲۴)

حملات متعدد به نفتکش‌ها در آب‌های خلیج فارس و دریای عمان،از جمله حملات مه ۲۰۱۹ و ژوئیه ۲۰۲۱،اعتماد میان بازیگران منطقه‌ای را به‌شدت تضعیف کرد. رسانه‌ها و نهادهای بین‌المللی گزارش‌های متعددی درباره این رخدادها منتشر کرده‌اند (Iteratioal Crisis Group, 2021: 6–9). این بحران نشان می‌دهد که نبود رژیم امنیت دریایی مشترک، چگونه می‌تواند به تشدید محاسبه‌های غلط و افزایش ناامنی منجر شود.

۲-۲. جنگ یمن

جنگ یمن یکی از عمیق‌ترین شکاف‌های منطقه‌ای را پدید آورد. گزارش سازمان ملل (U Pael of Experts Report, 2020: 11–15) نشان می‌دهد که این جنگ نه‌تنها یک بحران انسانی، بلکه بستری برای رقابت‌های چندلایه امنیتی و نیابتی بوده است.

۲-۳. حمله به تاسیسات نفتی عربستان (۲۰۱۹)

حملات سپتامبر ۲۰۱۹ به تأسیسات نفتی عربستان، نقطه عطفی در فهم شکننده امنیت انرژی در خلیج فارس بود. (Gause,2020:2) .این حملات پیام روشنی داشت: هیچ بازیگری،صرف‌نظر از قدرت نظامی و حمایت خارجی، از تهدیدات نامتقارن مصون نیست.

۲-۴. پیامدهای جنگ  آمریکا و اسرائیل با ایران(2026)

خاورمیانه در دهه اخیر شاهد تشدید رقابت امنیتی میان ایران، اسرائیل و ایالات متحده بوده است. این رقابت عمدتاً در قالب جنگ‌های نیابتی، عملیات سایبری، و حملات محدود هوایی بروز یافته است. چند عامل ساختاری زمینه تشدید تقابل ایران و اسرائیل را فراهم کرده است. نخست، رقابت راهبردی بر سر نفوذ منطقه‌ای است. ایران طی دو دهه گذشته شبکه‌ای از بازیگران همسو در لبنان، سوریه، عراق و یمن ایجاد کرده که به گفته بسیاری از تحلیلگران نوعی بازدارندگی نامتقارن منطقه‌ای را شکل داده است (Gause, 2010:83–86). اسرائیل این شبکه را تهدیدی مستقیم برای امنیت خود تلقی می‌کند و در سال‌های اخیر حملات متعددی علیه اهداف مرتبط با ایران در سوریه انجام داده است.

عامل دوم، مسئله برنامه هسته‌ای ایران است. پس از تضعیف توافق هسته‌ای ۲۰۱۵، نگرانی‌های اسرائیل و ایالات متحده درباره پیشرفت برنامه هسته‌ای ایران افزایش یافته است. گزارش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نشان می‌دهد که سطح غنی‌سازی اورانیوم در ایران در سال‌های اخیر به شکل قابل توجهی افزایش یافته است (IAEA, 2024:  4). این مسئله احتمال اقدام نظامی پیشگیرانه را در محاسبات امنیتی اسرائیل افزایش داد.

عامل سوم، رقابت ژئوپولیتیکی در خلیج فارس و امنیت انرژی است. حدود یک‌پنجم نفت جهان از تنگه هرمز عبور می‌کند و هرگونه درگیری گسترده در منطقه می‌تواند بازار جهانی انرژی را مختل کند (U.S. Eergy Iformatio Admiistratio, 2023: 6–7).

در چنین چارچوبی، دو جنگ 12 روزه  و 40 روزه  میان  طرفین مخاصمه انجام شده  که پیامدهای مهمی برای امنیت خلیج فارس، بازار انرژی و ثبات منطقه‌ای داشته  و خواهد داشت. در مجموع، جنگ در منطقه به دلیل تمرکز بی‌سابقه منابع انرژی، زیرساخت‌های حیاتی و مسیرهای تجاری جهانی، پیامدهایی فراتر از یک بحران منطقه‌ای خواهد داشت. چنین جنگی نه تنها اقتصاد کشورهای منطقه بلکه بازار جهانی انرژی، ثبات سیاسی خاورمیانه و حتی رشد اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. به همین دلیل ضرورت ایجاد ترتیبات امنیتی منطقه‌ای و سازوکارهای اعتمادساز برای جلوگیری از تبدیل رقابت‌های ژئوپولیتیکی به جنگی گسترده تر در این منطقه تأکید می‌کنند.

۳. الزامات معماری صلح پایدار در خلیج فارس بر اساس نهادگرایی نئولیبرال

نهادگرایی سه اصل کلیدی دارد که می‌تواند در معماری صلح خلیج فارس به کار رود:

۳-۱. کاهش عدم قطعیت

مهم‌ترین مانع همکاری در خلیج فارس، فقدان اطلاعات شفاف و وجود سوءبرداشت‌های امنیتی است. مطابق تحلیل نای:بی‌اعتمادی هزینه همکاری را افزایش می‌دهد.(ye, 2000: 143)

راهکارهای پیشنهادی:

    • ایجاد خطوط تماس نظامی دریایی میان کشورهای خلیج فارس
    • تبادل داده‌های امنیتی درباره تردد کشتی‌ها
    • شفاف‌سازی مانورهای نظامی
    • ایجاد مرکز هشدار سریع دریایی مشترک

۳-۲. نهادسازی

کیوهین تأکید می‌کند که: نهادها قواعدی پایدار ایجاد می‌کنند که رفتار بازیگران را شکل می‌دهد (Keohae: . 98)   در خلیج فارس، نهادهای منطقه‌ای یا وجود ندارند یا کارآمد نیستند.

پیشنهادها:

    • ایجاد سازمان امنیت و همکاری خلیج فارس
    • تشکیل اتحادیه کشور های خلیج فارس با حضور ایران، عربستان، عراق، قطر، عمان، امارات و کویت
    • تدوین قواعد مشترک دریایی برای تنگه هرمز و سواحل شمالی–جنوبی

۳-۳. همکاری اقتصادی به‌عنوان پیشران صلح

نهادگرایی نئولیبرال اقتصاد را موتور همکاری می‌داند. تحقیقات باری بوزان  نشان می‌دهد که امنیت پایدار بر پایه وابستگی متقابل اقتصادی امکان‌پذیرتر استBuza&Wæver,2003:242)  ( .

پیشنهادها:

    • ایجاد صندوق مشترک سرمایه‌گذاری انرژی
    • مشارکت در امنیت خطوط انتقال نفت
    • تعریف پروژه‌های مشترک پتروشیمی و حمل‌ونقل
    • استفاده از مدل‌های همکاری مشابه شورای شمال اروپا

۴. نقش بحران‌های اخیر در ضرورت معماری جدید صلح

۴-۱. افزایش هزینه‌های تنش

حملات به نفتکش‌ها و تأسیسات انرژی نشان داده‌اند که هر بحران کوچک می‌تواند هزینه‌های جهانی به همراه داشته باشد.

۴-۲. تغییر برداشت‌های امنیتی

رقابت در خلیج فارس بیشتر ادراکی است تا جغرافیایی.(Gause III, 2010: 12)یعنی سوءبرداشت‌ها مهم‌تر از واقعیت‌های نظامی هستند.

۴-۳. ناتوانی قدرت‌های فرامنطقه‌ای در ایجاد ثبات

تحلیل اما اشفورد نشان می‌دهد که حضور نظامی خارجی نتوانسته امنیت بلندمدت ایجاد کند و حتی گاهی خود بخشی از معادله بی‌ثباتی شده است(Ashford, 2021: 7–9)

۵. پیشنهاد “معماری صلح پایدار“ برای خلیج فارس

با اتکا به نظریه نهادگرایی نئولیبرال و تجربه بحران‌های اخیر، یک معماری پایدار صلح باید شامل ۵ ستون باشد:

۵-۱. رژیم امنیت دریایی مشترک در تنگه هرمز

کلید صلح در خلیج فارس امنیت دریایی است.

پیشنهاد:

    • مرکز امنیت دریایی مشترک
    • کمیسیون رسیدگی به حوادث دریایی
    • پروتکل شفاف‌سازی تردد نفتکش‌ها
    • سیستم داوری منطقه‌ای در موارد بحران

۵-۲. سازوکارهای اعتمادساز نظامی

    • تبادل افسران
    • ایجاد خط تماس اضطراری
    • انتشار سالانه گزارش شفافیت دفاعی

۵-۳. نهاد همکاری اقتصادی خلیج فارس

    • بازار مشترک انرژی
    • پروژه‌های مشترک LG
    • زیرساخت‌های حمل‌ونقل دریایی و ریلی مشترک

۵-۴. گفت‌وگوهای چندسطحی

مطابق رویکرد مونتویل (Motville, 1996: 8):

    • Track I (دولت‌ها)
    • Track II (نخبگان، دانشگاه‌ها)
    • Track III (مردم‌محور)

هر سه باید هم‌افزا باشند.

۵-۵. بیانیه اصول امنیت مشترک خلیج فارس

این بیانیه باید شامل:

    • احترام به حاکمیت
    • عدم مداخله
    • همکاری در مبارزه با تهدیدهای مشترک
    • عدم استفاده از زور
    • حل مسالمت‌آمیز اختلافات باشد.

نتیجه‌گیری

تحلیل بحران‌های اخیر خلیج فارس نشان می‌دهد که بی‌ثباتی منطقه ناشی از دو عامل اصلی است:

۱) نبود سازوکارهای اعتمادساز

۲) فقدان نهادهای منطقه‌ای همکاری‌محور

نهادگرایی نئولیبرال نشان می‌دهد که حتی در محیطی سر شار از رقابت، همکاری از طریق نهادها امکان‌پذیر است. تجربه بحران‌هایی چون جنگ یمن، حملات دریایی و پیامدهای جنگ کنونی خلیج فارس  ثابت می‌کند که هیچ بازیگری نمی‌تواند امنیت پایدار را به‌صورت یکجانبه تأمین کند.

“معماری صلح پایدار” در خلیج فارس تنها زمانی شکل خواهد گرفت که:

    • هزینه بی‌اعتمادی کاهش یابد،
    • نهادهای شفاف و چندجانبه شکل گیرند،
    • همکاری اقتصادی به‌عنوان موتور همگرایی فعال شود،
    • و گفت‌وگوهای چندسطحی به‌طور مداوم ادامه یابد.

این مقاله نتیجه می‌گیرد که آینده صلح در خلیج فارس نه در پیروزی یک بازیگر بر دیگری، بلکه در ایجاد ساختارهای همکاری پایدار و نهادهای مشترک امنیتی است.

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل

آخرین مطالب

سفر احمد الشرع به ریاض؛ بازآرایی موازنه‌های منطقه‌ای و معمای امنیتی اسرائیل

سفر احمد الشرع، رئیس‌جمهوری سوریه، به ریاض و دیدار...

روابط بین‌الملل؛ از روایت جهان تا فهم آن

سخن سردبیر روابط بین‌الملل؛ از روایت جهان تا فهم آن جهان...

قدرت روایت؛ چرا جنگ‌های امروز پیش از میدان نبرد، در افکار عمومی آغاز می‌شوند

چکیده در عصر کنونی، جنگ‌ها تنها به میدان نبرد فیزیکی...

فرهنگ و رسانه در مجله ایرانی روابط بین الملل

مجله ایرانی روابط بین‌الملل با تجربه سالها تلاش بی...

تعامل رسانه و دیپلماسی فرهنگی

چکیده مدیریتی جهانی‌شدن، گسترش فناوری‌های ارتباطی و افزایش جابه‌جایی اطلاعات،...

رویکردی نو به تلاقی اقتصاد و دیپلماسی؛ معرفی گروه اقتصاد بین‌الملل

جهان معاصر صحنه تحولات پرشتاب، درهم‌تنیدگی‌های پیچیده ساختاری و...

تحلیل اثر نااطمینانی نرخ ارز و محدودیت‌های مبادلات مالی بین‌المللی

این مقاله سازوکار اثرگذاری هم‌زمان نااطمینانی نرخ ارز و...

معرفی گروه «فرهنگ و رسانه» مجله ایرانی روابط بین‌الملل

با خرسندی، گروه تخصصی «فرهنگ و رسانه» در چارچوب...