برخی کارشناسان و ناظران سیاسی داخل ایران تحولات اخیر رخ داده در روابط میان دو کشور قطر و عربستان سعودی را با استناد به عدم تمکین دولت قطر در برابر خواستههای 13 گانه عربستان سعودی، به معنای پیروزی قطر و به نوعی باخت یا کوتاه آمدن بنسلمان از ادامه سیاست تنش و فشار علیه قطر تفسیر میکنند. چنین تحلیلهایی بیش از هر چیز در ارتباط با برداشتی میباشد که تعاملات میان بازیگران سیاسی را در قالب بازیهای با حاصل جمع صفر درنظر میگیرند. اگرچه به هر حال بخشی از روابط میان کشورها را میتوان در چنین چارچوبی قرار داد اما آنچه کشورها در دنیای جهانی شده و درهم تنیده امروز بیش از هر چیز در روابط با یکدیگر مدنظر قرار میدهند تلقی روابط، دوستیها و حتی دشمنیها به عنوان یک بازی با حاصل جمع مثبت میباشد. مهمترین ویژگی یا تفاوت چنین تلقی از روابط میان بازیگران سیاسی، انعطاف پذیری دولتها، صرفنظر کردن از برخی منافع به خاطر دستیابی به سایر منافع و عدم تلاش کشورها برای شکست کامل دولتهای مقابل خود میباشد.
n
تحلیل تصمیم دولت عربستان سعودی برای برقراری مجدد روابط با قطر از زاویه بازی برد – باخت، این نتیجه گیری را بدست خواهد داد که عربستان سعودی را به دلیل کوتاه آمدن و عدم اجرای خواستههایش از سوی قطر، بازنده این بازی تلقی کنیم و در مقابل قطر را بازیگر پیروز میدان تصور کنیم. اما برخلاف چنین دیدگاهی لازم است تاکید شود که متعدد دیدن منافع، نگاه به آینده و فرصت سازی از موانع، مولفههایی هستند که باعث میگردد تصمیم عربستان در بازگشت از مسیر انتخاب شده و در آغوش کشیدن امیر قطر را نه نماد و نشانهای از شکست عربستان که حتی دلیلی بر موقعیت سنجی بن سلمان در نظر گرفت. قطع یقین این موقعیت سنجی بیش از هرچیزی در ارتباط با سمت و سوی روابط عربستان با ایران در زمانه پسا ترامپ میتواند باشد. به نظر میرسد که پس از برقراری روابط رسمی میان امارات و بحرین با اسرائیل در روزهای پایانی ریاست جمهوری ترامپ، اقدام عربستان سعودی در دیدار با امیر قطر را باید در راستای موارد زیر در نظر گرفت :
n
- n
- n
تنظیم و هماهنگ کردن بیش از پیش جبهه مقابل ایران
n
- n
ارسال پیام به بایدن مبنی بر نقش و توانایی عربستان برای هدایت تحولات منطقه
n
- n
تلاش برای جلب توجه رئیس جمهور جدید آمریکا نسبت به خواستههای عربستان یا به عبارت بهتر جبهه عربی- عبری در مقابل ایران
n
- n
تلاش برای هماهنگی و ایجاد انسجام بیشتر در شورای همکاری خلیج فارس در دوره ریاست جمهوری بایدن
n
n
n
n
n
n
در سوی دیگر ماجرا نیز به نظر میرسد که تحت شرایط شکل گرفته در منطقه و برقراری روابط برخی کشورهای عرب منطقه کشور با اسرائیل و بویژه خریدهای نظامی امارات متحده از آمریکا، مقامات قطر نیز با وقوف به تاثیری که ادامه تنشها با عربستان میتواند در انزوای این کشور در منطقه داشته باشد به سمت بهبود روابط با عربستان متمایل شده است و شاید از این بابت حتی بتوان این پیش بینی را داشت که قطر کشور بعدی در منطقه خلیج فارس باشد که با اسراییل وارد فاز برقراری روابط رسمی خواهد شد.
n
اما این موضوع چه درس هایی برای ایران میتواند داشته باشد:
n
1-مساله اول اینکه تحلیل روابط کشورهای عرب با یکدیگر نیازمند لحاظ کردن عوامل پیوند دهندهای میباشد که دولت های عرب را علیرغم وجود برخی اختلافات به هم پیوند میدهد. اشتراکات فرهنگی، زبانی و مذهبی از جمله مهمترین عوامل پیوند دهندهای میباشد که در طی دههها نقش موثری در نزدیک نمودن کشورهای عرب به یکدیگر ( خصوصا در غرب اسیا) داشته است. این عوامل پیوند دهنده برای مدتهای طولانی منجر به شکل گیری نوعی همبستگی میان اعراب در برابر اسرائیل به عنوان موجودیتی غیر عرب در منطقه شده است و به نظر میرسد اکنون این همبستگی در حال تغییر جهت و شیفت پیدا کردن به سمت ایران میباشد که بر اساس آن کشورهای عربی در کنار اسرائیل نوعی صف بندی جدید را در منطقه علیه ج.ا.ا ایجاد خواهند کرد. بدین ترتیب شکافی که در جبهه عربی به دنبال قطع روابط کشورهای عربی با قطر به نظر میرسید که میتواند به تغییر در موازنه قدرت میان ایران و عربستان منجر شود، در پی تصمیم عربستان برای عادیسازی روابط با قطر در حال رنگ باختن میباشد.
n
2-عدم سرمایه گذاری و برنامه ریزی مناسب از سوی دستگاه سیاست خارجی ایران به منظور تعیین اولویتهای سیاست خارجی ایران در منطقه غرب آسیا در شرایط پس از برجام، از جمله مهمترین نقاط ضعف دستگاه دیپلماسی ایران طی سالهای اخیر میباشد که در نهایت با دور کردن کشورهای عربی از ایران زمینه مناسب برای شکل گیری اتحاد میان اعراب و اسرائیل در برابر ایران را فراهم نموده است.
n
3-سیاست خارجی عرصه تامین منافع کشورها میباشد و آنچه در این میان حائز اهمیت است انعطاف پذیری وتوانایی کشورها در انتخاب مسیرهایی است که میتواند به تامین این منافع منجر شود. هانس جی . مورگنتا نظریه پرداز واقعگرای روابط بینالملل در کتاب خود با عنوان ” سیاست میان ملت ها” موفقیت دیپلماسی را مرهون وجود ویژگیهای زیر میداند:
n
الف- عدم تاثیرپذیری دیپلماسی از مبارزات ایدئولوژیک
n
ب- توجه داشتن دیپلماسی به نقطه نظرهای سایر دولتها
n
ج- قرار ندان کشور در موقعیتی که بازگشت از آن بدون از دست دادن حیثیت و یا قبول مخاطرات عظیم ممکن نباشد
n
د-ابزار بودن نیروهای مسلح در سیاست خارجی و نه ارباب بودن آنها
n
بنابراین حتی اگر مطابق با برخی از تحلیل ها، تصمیم عربستان سعودی برای برقراری روابط با قطر را نوعی عقب نشینی بدانیم لازم است اشاره شود که چنین تصمیمی به خودی خود میتواند نشانهای از انعطاف پذیری عربستان در مسیر تامین اهداف خود به حساب آید.
n
4-برخی از سیاسیون و یا کارشناسان در داخل ایران، تیره شدن روابط میان قطر و عربستان سعودی را به منزله زمینهای برای شکل گیری نوعی قطب بندی جدید در منطقه میان ایران، قطر و ترکیه از یک سو و دیگر کشورهای عرب خلیج فارس از سوی دیگر عنوان کردهاند. موضوع مهمی که در این رابطه لازم است مورد تاکید قرار گیرد این مساله میباشد که جمهوری اسلامی ایران به دلایلی قادر به سرمایه گذاری روی اختلافات درونی کشورهای عربی برای ایجاد شکاف میان این کشورها به نفع خود نخواهد بود. دلیل مهمی که برای این مساله میتوان ذکر کرد را میبایست در متفاوت بودن نوع رویکرد ج.ا.ا در قبال نظم منطقهای و نظم بینالمللی جستجو کرد. در مقابل اگر بخواهیم یک وجه مشترک میان کشورهای حاشیه خلیج فارس عنوان نماییم آن وجه مشترک نوع نگاهی است که این کشورها به نظم منطقهای و روابط برون منطقهای با بازیگران بینالمللی ( خصوصا آمریکا) دارند و این مساله مهمی است که عمدتا در تحلیل این دسته از کارشناسان داخلی و حتی در نگاه دستگاه دیپلماسی ایران مورد غفلت واقع میشود و یا شاید هم تلاشی عمدی برای نادیده گرفتن آن صورت میپذیرد. به همین خاطر معمولا در داخل ( بویژه نهادهای رسمی) هرگونه اختلاف نظر میان کشورهای منطقه با یکدیگر را به عنوان نشانهای از شکاف در جبهه عربی و دلیلی بر تقویت جبهه مقاومت در نظر می گیرند.
n
6- تداوم وضعیت موجود ج.ا.ا را هم در سطح منطقه و هم در سطح بینالملل دچار مشکلاتی خواهد نمود که ضرورت دارد به منظور حفاظت از منافع ملت، دستگاه دیپلماسی ایران کاستن از تنشها با عربستان سعودی را در اولویت قرار دهد و بویژه اینکه حضور دوباره قطر در جمع کشورهای شورای همکاری خلیج فارس را برای دستیابی به این هدف مورد بهره برداری قرار دهد.
n
