چهارشنبه 6 آبان 1405

قدرت روایت؛ چرا جنگ‌های امروز پیش از میدان نبرد، در افکار عمومی آغاز می‌شوند

چکیده

در عصر کنونی، جنگ‌ها تنها به میدان نبرد فیزیکی محدود نشده‌اند؛ بلکه عرصه‌ای موازی و گاه تعیین‌کننده به نام «جنگ روایت‌ها» شکل گرفته است که پیش از هر درگیری نظامی، در ذهن و افکار عمومی آغاز می‌شود. این یادداشت با تکیه بر مفهوم «قدرت روایت» نشان می‌دهد که چگونه دولت‌ها و بازیگران غیردولتی با تولید معنا و چارچوب‌دهی به رویدادها، به دنبال کسب مشروعیت، جلب حمایت افکار عمومی داخلی و بین‌المللی و تضعیف دشمن هستند. با گسترش رسانه‌های اجتماعی و تضعیف سلسله‌مراتب سنتی اطلاعات، سرعت و اعتبار روایت اولیه به عاملی راهبردی تبدیل شده است. بررسی نمونه‌هایی چون جنگ سوریه، قره‌باغ و اوکراین نشان می‌دهد که موفقیت در این میدان معنایی، نه تنها بر حمایت‌های سیاسی و دیپلماتیک تأثیر می‌گذارد، بلکه می‌تواند مسیر عملیات نظامی را نیز دستخوش تغییر کند. در نهایت، قدرت در دنیای جدید، تنها به توان موشکی و نظامی نیست، بلکه به توانایی «تصرف معنا» در اذهان عمومی وابسته است و بر همین اساس، سرمایه‌گذاری بر روی «روایت معتبر و مستند» به یکی از ارکان اصلی راهبرد امنیتی و قدرت ملی تبدیل شده است.

مقدمه

در گذشته‌ای نه چندان دور، هنگامی که از جنگ سخن به میان می‌آمد، ناخودآگاه تصاویر تانک‌ها، سربازان، انفجارها و موشک‌ها در ذهن تداعی می‌شد. اما نظم جهانی و ماهیت منازعات معاصر، دستخوش تحولی بنیادین شده است. امروزه پیش از آنکه نخستین گلوله شلیک شود یا پهپادی وارد حریم هوایی دشمن گردد، جنگی دیگر در جریان است؛ جنگی که در دل ذهن‌ها و باورهای انسان‌ها رخ می‌دهد. این جنگ نوین که تحت عنوان «جنگ روایت‌ها» یا «جنگ معنا» از آن یاد می‌شود، به میدانی برای رقابت بر سر چارچوب‌بندی واقعیت تبدیل شده است. مسئله اصلی این است که در عصر انفجار اطلاعات و سلطه شبکه‌های اجتماعی، هر رویدادی صرفاً به واسطه ذات عینی خود درک نمی‌شود، بلکه از طریق روایت‌هایی که پیرامون آن ساخته می‌شوند، معنا می‌یابد. پرسش کلیدی این است که چگونه روایت‌ها می‌توانند به ابزاری قدرتمند برای اعمال قدرت، کسب مشروعیت و حتی تغییر مسیر یک درگیری تبدیل شوند و چرا دولت‌ها و گروه‌های سیاسی سرمایه‌گذاری عظیمی بر روی «داستان» خود از جنگ انجام می‌دهند این یادداشت در پی آن است که با رویکردی تحلیلی، ابعاد مختلف این پدیده را تبیین کند؛ نشان دهد که چرا «تصرف معنا» به اندازه تصرف سرزمین اهمیت یافته است و چگونه بازیگران مختلف از روایت برای هژمونی‌سازی و به حاشیه راندن رقیب استفاده می‌کنند.

روایت؛ فراتر از یک خبر ساده

روایت، صرفاً مجموعه‌ای از اخبار یا اطلاعات خام نیست؛ بلکه چارچوبی است که به مجموعه‌ای از رویدادها سروشکل می‌دهد و به آنها معنا می‌بخشد. یک روایت مشخص می‌کند چه کسی قربانی است، چه کسی آغازگر بحران بوده، چه کسی از خود دفاع می‌کند و چه کسی تهدیدی برای نظم بین‌المللی محسوب می‌شود. در واقع، جنگ روایت‌ها، جنگ بر سر «تعریف واقعیت» است. برای نمونه، یک اقدام نظامی را در نظر بگیرید. اگر یک کشور عملیات خود را «دفاع مشروع» در برابر تهدیدی قریب‌الوقوع معرفی کند، در چارچوب حقوق بین‌الملل و افکار عمومی جایگاه متفاوتی پیدا می‌کند. اما اگر همان اقدام توسط طرف مقابل «تجاوز» یا «اشغالگری» نامیده شود، قضاوت مخاطب به کلی دگرگون خواهد شد. این دوگانگی، ماهیت «نبرد بر سر معنا» را آشکار می‌سازد.

رسانه‌های اجتماعی؛ تغییر دهنده قواعد بازی

یکی از مهم‌ترین عواملی که افکار عمومی را به میدان اصلی جنگ تبدیل کرده است، تحول در ساختار ارتباطی جهان است. در قرن بیستم، جریان اطلاعات عمدتاً در انحصار رسانه‌های سنتی مانند روزنامه، رادیو و تلویزیون بود و دولت‌ها کنترل نسبتاً مؤثری بر آن داشتند. اما با ظهور شبکه‌های اجتماعی، این ساختار عمودی و متمرکز شکسته شد و ساختاری افقی و غیرمتمرکز جایگزین آن گردید. امروز، یک شهروند عادی با یک گوشی هوشمند می‌تواند تصویری از یک رویداد جنگی را در لحظه ثبت و در کسری از دقیقه به میلیون‌ها نفر در سراسر جهان مخابره کند. پژوهش‌های مربوط به جنگ قره‌باغ نشان داد که در این منازعه، سلسله‌مراتب سنتی تولید اطلاعات به شدت تضعیف شد و جوامع مهاجر، کاربران شبکه‌های اجتماعی و کنشگران غیردولتی نقش بی‌سابقه‌ای در روایت‌سازی ایفا کردند.

این تغییر ساختار، دو پیامد مهم دارد: 1)اولویت با سرعت است: در عصر شبکه‌های اجتماعی، «چه کسی زودتر روایت می‌کند؟» گاهی به اندازه «چه کسی زودتر اقدام می‌کند؟» اهمیت پیدا کرده است. روایت اولیه، چارچوب ذهنی اولیه را شکل می‌دهد و روایت‌های بعدی ناچارند در آن فضا تعریف شوند و با آن رقابت کنند.

2)مخاطب بین‌المللی به میدان آمده است: امروز جنگ فقط برای مخاطب داخلی نیست. تصویر یک کودک آواره سوری یا یک ساختمان ویران در اوکراین می‌تواند افکار عمومی جهان را بسیج کرده و فشارهایی بر دولت‌ها برای اتخاذ مواضع خاص وارد آورد.

مشروعیت؛ هدف نهایی جنگ روایت‌ها

هیچ دولتی صرفاً با زور اسلحه نمی‌تواند حمایت پایدار داخلی و خارجی کسب کند. مشروعیت، ارکانی دارد که از طریق روایت‌سازی شکل می‌گیرد. هر یک از طرفین درگیر تلاش می‌کند خود را در یکی از موقعیت‌های مشروع زیر قرار دهد:

دفاع از خود در برابر تجاوز.

دفاع از غیرنظامیان در برابر تروریسم.

حفظ نظم بین‌المللی یا حقوق بشر.

این رقابت تنها به دولت‌ها محدود نیست. گروه‌های غیردولتی و شبه‌نظامی نیز از روایت برای هویت‌بخشی به خود و مشروعیت‌دهی به اقداماتشان بهره می‌برند. یک گروه ممکن است خود را «مقاوم» در برابر اشغالگری معرفی کند و رقیب آن را «گروه تروریستی» خطاب کند. نبرد بر سر این برچسب‌ها، یکی از حساس‌ترین میدان‌های جنگ روایت‌هاست. مطالعه‌ای درباره جنگ داخلی سوریه نشان داد که نحوه چارچوب‌بندی روایت‌ها (مثلاً «جنگ داخلی» در برابر «مبارزه با تروریسم» یا «بهار عربی» در برابر «توطئه خارجی») تأثیر مستقیمی بر برداشت مردم از علت درگیری و میزان حمایت آنها از ادامه مبارزه داشته است. زمانی که یک روایت در برابر روایت رقیب قرار می‌گیرد، اثر بسیج‌کنندگی آن نیز دستخوش تغییر می‌شود.

ساختن دشمن و ساده‌سازی روایت

یکی از مؤثرترین ابزارهای روایت‌سازی، ترسیم تصویری روشن و سیاه‌وسفید از «دشمن» است. جامعه‌ای که قرار است هزینه‌های سنگین یک جنگ را متقبل شود، نیاز دارد دلیل آن را در قالبی ساده و قابل درک بفهمد. به همین دلیل، مسائل پیچیده سیاسی، تاریخی و اقتصادی در قالب داستان «ما در برابر آنها» ارائه می‌شوند. در این داستان‌سازی، «ما» همیشه قربانی، مدافع یا قهرمان هستیم و «آنها» عامل بحران، تهدیدی برای ارزش‌های ما و مسبب اصلی رنج‌ها معرفی می‌شوند. این فرایند ساده‌سازی به شکل‌گیری هویت جمعی و انسجام ملی کمک می‌کند، اما خطرات بزرگی نیز به همراه دارد. زمانی که روایت‌ها بیش از حد قطبی شوند، امکان درک پیچیدگی‌های واقعیت از بین می‌رود. جامعه دچار سوگیری تأییدی می‌شود و هر اطلاعاتی را که با روایت غالب هماهنگ نباشد، رد می‌کند. جنگ اوکراین نشان می‌دهد که شهروندان اطلاعات مربوط به جنگ را در چارچوب روایت‌های غالب کشور خود تفسیر می‌کنند. این سوگیری نسبت به روایت داخلی به حدی است که حتی در مواجهه با شواهد متناقض، باورهای سیاسی مردم به سختی تغییر می‌کند. در چنین شرایطی، صرف «اطلاعات» کافی نیست؛ مخاطب نیاز دارد که آن اطلاعات را در یک «چارچوب معنایی» پذیرفته‌شده قرار دهد تا آن را باور کند.

نقش دوگانه رسانه‌ها

رسانه‌ها در میدان جنگ روایت‌ها، نقشی دوگانه و گاه متناقض دارند. از یک سو، وظیفه اطلاع‌رسانی و شفافیت را بر عهده دارند و از سوی دیگر، خود بخشی از میدان رقابت روایی هستند. انتخاب تیتر، تصویر، واژگان، منبع خبر و حتی حذف یا برجسته‌سازی یک بخش از رویداد، همگی تصمیماتی هستند که بر برداشت مخاطب اثر می‌گذارند. این به معنای دروغ‌گویی نظام‌مند همه رسانه‌ها نیست، بلکه نشان می‌دهد که هیچ محتوای رسانه‌ای کاملاً خنثی و جدای از انتخاب‌های انسانی، چارچوب‌های حرفه‌ای و جهت‌گیری‌های سیاسی شکل نمی‌گیرد. مطالعه‌ای درباره روایت‌های رسانه‌ای روسیه در بحران اوکراین نشان داد که این روایت‌ها با تغییر دستورکارهای سیاسی و نیازهای تاریخی، متحول شده‌اند و همواره در خدمت تأثیرگذاری بر افکار عمومی بوده‌اند. بنابراین، هر تحلیلی از منازعه نظامی که به نقش رسانه‌ها در تولید و توزیع روایت نپردازد، تصویری ناقص و گمراه‌کننده از واقعیت ارائه خواهد داد.

نتیجه‌گیری

جنگ‌های امروز، دیگر تنها با موشک و پهپاد در میدان‌های فیزیکی دنبال نمی‌شوند. بخش بزرگی از پیروزی یا شکست، پیش از هر اقدامی، در «میدان ذهن» رقم می‌خورد. کسی که بتواند معنای یک رویداد را در ذهن مخاطب تثبیت کند، ممکن است لزوماً جنگ نظامی را نبرده باشد، اما شرایطی را فراهم کرده است که دیگران (اعم از سیاستمداران، رسانه‌ها و افکار عمومی) مجبور شوند آن رویداد را از زاویه دید او ببینند. این همان نقطه‌ای است که روایت از یک ابزار ارتباطی ساده، به یکی از ارکان راهبردی قدرت ملی و امنیت بین‌الملل تبدیل می‌شود. در درگیری‌هایی چون سوریه، قره‌باغ و اوکراین، به وضوح دیدیم که پیروزی در نبرد روایت‌ها می‌تواند کمبود تسلیحات را جبران کند، به جذب کمک‌های خارجی بینجامد و روحیه نیروهای نظامی و غیرنظامی را تا حد چشمگیری افزایش دهد. برعکس، شکست در این میدان می‌تواند دستاوردهای بزرگ نظامی را در انظار عمومی بی‌ارزش جلوه دهد.

با توجه به اهمیت راهبردی جنگ روایت‌ها، به‌ویژه برای کشورهایی که در معرض منازعات منطقه‌ای یا بین‌المللی قرار دارند، چند پیشنهاد کلیدی قابل ارائه است:

  • سرمایه‌گذاری بر روی داستان‌سرایی معتبر: همان‌گونه که برای توسعه توان موشکی بودجه اختصاص داده می‌شود، باید برای پرورش تیم‌های حرفه‌ای روایت‌پردازی و تولید محتوای مستند و منسجم نیز سرمایه‌گذاری شود. یک روایت ضعیف و بی‌پشتوانه، نه تنها کمکی نمی‌کند، بلکه به ضد خود تبدیل می‌شود.
  • سرعت در پاسخ‌گویی و ارائه روایت اولیه: در عصر رسانه‌های اجتماعی، تأخیر در روایت‌سازی به منزله واگذاری میدان به رقیب است. ایجاد سازوکارهای فوری برای واکنش به رویدادها و انتشار روایت معتبر در نخستین ساعات، یک ضرورت انکارناپذیر است.
  • آموزش سواد رسانه‌ای و روایتی به شهروندان: بهترین راه مقابله با جنگ روایت‌ها، توانمندسازی مخاطبان است. ارتقای سطح سواد رسانه‌ای جامعه کمک می‌کند تا شهروندان در برابر روایت‌های قطبی و ساده‌شده، رویکردی نقادانه داشته باشند و به راحتی تحت تأثیر جنگ روانی دشمن قرار نگیرند.
  • تکیه بر شفافیت و مستندات: در نهایت، معتبرترین سلاح در جنگ روایت‌ها، «حقیقت مستند» است. اگرچه جعل اخبار ممکن است در کوتاه‌مدت سودمند باشد، اما در بلندمدت اعتبار سازنده روایت را از بین می‌برد. روایت مؤثر، روایتی است که بتواند واقعیت‌های پراکنده را در قالبی قابل فهم، منسجم و قابل باور برای مخاطب توضیح دهد و این مهم جز با اتکا بر شواهد و مستندات میسر نخواهد بود.

جواد گلی

پژوهشگر مسایل ایران و عضو گروه فرهنگ و رسانه

آخرین مطالب

سفر احمد الشرع به ریاض؛ بازآرایی موازنه‌های منطقه‌ای و معمای امنیتی اسرائیل

سفر احمد الشرع، رئیس‌جمهوری سوریه، به ریاض و دیدار...

روابط بین‌الملل؛ از روایت جهان تا فهم آن

سخن سردبیر روابط بین‌الملل؛ از روایت جهان تا فهم آن جهان...

فرهنگ و رسانه در مجله ایرانی روابط بین الملل

مجله ایرانی روابط بین‌الملل با تجربه سالها تلاش بی...

تعامل رسانه و دیپلماسی فرهنگی

چکیده مدیریتی جهانی‌شدن، گسترش فناوری‌های ارتباطی و افزایش جابه‌جایی اطلاعات،...

رویکردی نو به تلاقی اقتصاد و دیپلماسی؛ معرفی گروه اقتصاد بین‌الملل

جهان معاصر صحنه تحولات پرشتاب، درهم‌تنیدگی‌های پیچیده ساختاری و...

تحلیل اثر نااطمینانی نرخ ارز و محدودیت‌های مبادلات مالی بین‌المللی

این مقاله سازوکار اثرگذاری هم‌زمان نااطمینانی نرخ ارز و...

معرفی گروه «فرهنگ و رسانه» مجله ایرانی روابط بین‌الملل

با خرسندی، گروه تخصصی «فرهنگ و رسانه» در چارچوب...

معرفی گروه «اقتصاد بین‌الملل» مجله ایرانی روابط بین‌الملل

معرفی گروه «اقتصاد بین‌الملل» مجله ایرانی روابط بین‌الملل گروه تخصصی...